(يوسف ، يعقوب) ، (علی اکبر ، حسين) ، (اسماعيل ، علی اصغر)عليهم السلام

           14.jpg                            6fj7n93.gif

     یوسف را از یعقوب جدا کردند ، درد فراق یوسف ، یعقوب را از پا درآورد و از گریه زیاد یعقوب کور شد . یعقوب یوسف را دوست داشت و به او عشق می ورزید ، پیامبر خدا بود ولی امتحان الهی سخت بود و طاقت فرسا . یوسف پادشاه مصر شد و خدا یوسف را به یعقوب برگرداند چشم یعقوب روشن شد ، خوشحال شد ، به وصال فرزندش رسیده بود .

    حسین علی اکبر را دوست می داشت وقتی به قد و بالایش نگاه می کرد جدش رسول الله(ع) را بیاد می آورد . روز عاشورا جوانش راهی میدان شد با لبی تشنه ، حسین همه امیدش را به میدان فرستاد . وقتی علی اکبر از میدان برگشت لبانش خشکیده بود ، طلب آب کرد حسین زبان خشکیده اش را در دهان فرزند گذاشت و دوباره او را راهی میدان کرد . علی اکبر از حسین جدا شد و وقتی حسین چشمش به جوانش افتاد فرقش شکافته بود و آنقدر تیر و نیزه به او اصابت کرده بود که حسین نتوانست او را به خیمه بیاورد .

      اسماعیل تشنه بود ، بی تابی می کرد ،هاجر بدنبال آب برای طفلش ، بین صفا و مروه ، هفت بار رفت و برگشت ، اسماعیل از تشنگی پای کوچکش را بر خاک می خراشید به حالت تلظی افتاده بود یعنی از بی رمقی فقط می توانست دهانش را مانند ماهی از آب گرفته شده باز و بسته نماید ، چشمه آبی از زیر پای اسماعیل سرازیر شد هاجر طفلش را سیراب کرد ، هاجر آب نوشید و به طفلش شیر داد و خوشحال شد .

    علی اصغر روز عاشورا تشنه بود به تلظی افتاد ، حسین او را برداشت ،روی دست گرفت تا لشکریان یزید به بی گناهیش رحم کنند و سیرابش نمایند ، تیری سه شعبه گلوی اصغر را شکافت و بالای دست پدر سیراب شد . حسین دلش سوخت ، خون علی اصغر را به آسمان می پاشید . 

     زینب عزیز و محترم بود در مدینه با عشق حسینش زنده بود ، دختر علی بود ، فخر زنان مدینه ، جوانان بنی هاشم ، عباس ، علی اکبر ، پسرانش در طول مسیر تا رسیدن به کربلا به او خدمت می کردند ، او را بر کجاوه سوار و پیاده می نمودند ، بعد از ظهر عاشورا دیگر نه حسینی برایش مانده بود نه عباسی و نه اکبری و نه پسری . اسیر دست دشمن ، محرمی نبود که او را کمک کند بر کجاوه سوار شود .

     از این روست که حسین (ع) منزلتی بس رفیع نزد خدا دارد و خدا فرشتگانش را هم به عزای حسین می فرستد .  حجم مصیبت حسین عظیم بود (و مصیبة ما اعظمها)و هیچ پیغمبری مانند حسین به مصیبت و سختی نیفتاد . خداوند ابراهیم را در ذبح اسماعیل امتحان کرد ولی در لحظه ای که ابراهیم کارد را بر گلوی اسماعیل گذاشت امتحان الهي به پايان رسيد و خداوند آن حضرت را از ذبح اسماعیل بازداشت و او را به ذبح اکبر وعده داد ولی علی اکبر حسین روی زانوی پدرش در حالی که صورت پدر بر صورت فرزند گذاشته شده بود و خون سر علی اکبر محاسن شریف و صورت امام حسین (ع) را خضاب می کرد جان داد . فرزندان حسین کوچک و بزرگ روزعاشورا ذبح شدند قطعه قطعه شدند دستهای برادرش عباس را بریدند و عمود آهنین بر فرق مبارکش نواختند و تیر به چشمش زدند . خودش را با لب تشنه سر بریدند و اخداوند حکیم چنین مقدر فرمود که ذبح اکبر موعود و قربانی بزرگی که به ابراهیم وعده داده بود حسین فاطمه باشد واز صبح عاشورا تا ظهر عاشورا هر مصیبتی که تصورش را می توان کرد بر حسین وارد شد . داغ فرزند رشید و زیبایش علی اکبر داغ شش ماهه اصغر ، داغ برادری رشید ، مهربان  و با وفا همچون ابو الفضل العباس ، تشنگی اهل حرم و بچه های خردسال ، در آخرین لحظات هم که دیگر رمقی در بدن نداشت و بدن مبارکش آماج تیر و نیزه و خنجر و چاک چاک بود دشمن را دید که برای آتش زدن خیمه ها و به اسارت بردن اهل حرمش حمله ور شدند و هرچه بگوییم و بنویسیم از مصیبت کربلا هنوز کم است شاید این حدیث از امام صادق (ع) بتواند تا حدودی به ما مصیبت کربلا را بیشتر بفهماند و آن اینکه حضرت فرمودند : <<خداوند روی مصیبت کربلا ۷۰ پرده انداخته است (تا تحمل آن برای شیعیان ما امکان داشته باشد ) واگر این پرده ها برداشته شوند  شیعیان ما از غصه جان می دهند .>> السلام علیک یا ذبیح الله .

     ایام عزای سید و سالار شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام و هفتاد و دو یار باوفایشان تسلیت باد         zighar.jpg                 Flower05.gif

/ 5 نظر / 8 بازدید
هميشه تنهای زمين

- هرصبح و شام بر تو ای اباعبدالله الحسین گریه و شیون می کنم و در مصیبت تو به جای اشک خون می گریم.حضرت مهدی(عج

ستاره

سلام ممنون از اينكه تشريف آورديد... خيلي متنتون تاثير گذار بود و زيبا...مخصوصآ اون قسمتي كه گفتيد امام حسين علي اصغر رو در دستانش مي گيره كه شايد دشمن به سن كم علي اصغر رحم كنه اما اونها تير بر گلوي علي اصغر مي زنند و امام حسين خون فرزندش رو به آسمان مي پاشه... براستي امام حسين چه دردي رو تحمل كرده تا به ملكوت خدا شتافته... خداوند همه ما رو پيرو راه اون امام قرار بده و به ما همون صبري رو عنايت كنه كه به امامون عنايت كرد... اينقدر متنتون تاثير گذار بود كه اگر اجازه بديد لينك كنم... يا حق...

هميشه تنهای زمين

سلام دوست عزيز ممنون از حضور گرمت.از اينکه در لينک شما هم قرار گرفتم باعث افتخاره.شما هم در لينک دوستانم قرار گرفتين.انشاا... موفق و پيروز باشيد.ياحق

ستاره

سلام آمدم ببينم آپ فرموديد يا نه تادر آپ بعدي پاسخگوي مهر و محبت شما باشم اما ديدم فقط خودم فعالم و فارس نيوز... شما كه اينقدر قلم شيوا و رسايي داريد چرا دير به دير آپ مي كنيد؟؟؟؟ما با اين قلم در پيتمون در رو دست تمام نويسندگان وبلاگي البته از نوع در پيت ترش زديم... اينجا براي شماست نه خزعبلات ما... به هر صورت كه از انكه تشريف آورديد نهايت سپاسگزاري را دارم... يا حق...